



شش، عددی که در سکوتِ خود رازهایی پنهان دارد. آنجا که گامها در هم تنیده میشوند، میان دلهای گمشده و ذهنهای پیچیده، شش نقطه از یک خطِ بیپایانِ ممکنات، درون خود داستانهایی ناتمام دارد. هر یک از این شش گام، زمانی است که باید انتخابی کرد، تصمیمی گرفت. اما تصمیمگیری نه در جوابی ساده، بلکه در میان دو راهیهایی است که هیچکدام روشن و واضح نیستند. شش لحظه، شش نفس، شش تصمیم که زندگی را میسازند. هر کدام از این لحظات، گویی گردابی است که به مرکز خود میکشاند و در هر انتخاب، ما چیزی از خودمان میگذاریم و چیزی میسازیم. در دل شش، چیزی فراتر از ریاضیات و شمارش نهفته است؛ این عدد، همان نقطهای است که در آن همه چیز در تعادل به هم میرسد و انسان در برزخ بین گذشته و آینده، بین بودن و شدن، قرار میگیرد. در شش، انسان تبدیل میشود به یک داستان ناتمام، که هیچگاه نمیداند پایانش کجا خواهد بود.
ش
شـ

نقش خیال،بافته از اصالت




- کلیه حقوق وبسایت متعلق به کشش می باشد.