ماندنورفتن

ماندن و رفتن دو نقطهٔ مقابل نیستند؛ هرکدام چیزی از دیگری را با خود حمل می‌کند.

کالکشن · ۱۴۰۴
۰۲میان دو تجربه

در سال‌هایی که رفتن برای بسیاری تنها راه باقی‌مانده بود و ماندن برای دیگران نوعی مقاومت، ما در میان این دو قطب زیسته‌ایم. هیچ‌کدام از این مسیرها مطلق نیستند؛ رفتن همواره با تکه‌ای جاگذاشته از دل همراه است و ماندن با رؤیاهایی که هرگز جرأت پرواز نیافتند.

«ماندن و رفتن»، روایتی از این دوگانگی عمیق و تجربه‌ای دوپاره است. داستانی نه در ستایش رفتن و نه در قضاوت ماندن، بلکه بیانی از آن کشش دائمی میان دل و عقل، ترس و جرأت، ریشه و پرواز. پاسخی به یک پرسش بی‌صدا که در هیاهوی این مسیر مدام تکرار می‌شود:

زنی در آستانهٔ بالکن، خانه‌ای روشن در آغوش

خانه کجاست؟

ما خانه را با خود می‌بریم، حتی اگر جایی نمانیم.

۰۴از ایده تا فرم

از خانه‌های شهر تا جواهر

در طراحی، خانه فقط یک تصویر نیست؛ به مرز، قاب، فضای خالی، پنجره‌های روشن و خاموش و فرم‌هایی تبدیل می‌شود که کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

برجی شش‌ضلعی در بافت شهر
۰۱منبع

خانه‌های شهری

نه یک خانهٔ مشخص؛ چیزهایی که خانه را می‌سازند: پنجره‌های روشن و خاموش، قاب‌ها، سقف‌ها، مرز میان داخل و بیرون.

همان برج، جداشده از شهر و درخشان
۰۲استخراج

کدهای فرمی

هندسهٔ خانه و قاب، خطوط سقف، فرم‌های چندضلعی، پنجره و فضای محصور.

آویز دور اما نزدیک بر فراز شهر
۰۳تغییر و تبدیل

یک خانوادهٔ طراحی

  • دور اما نزدیک
  • آشیانه

سنگ‌های سیاه و زرد، مثل پنجره‌هایی که شب‌ها روشن و خاموش می‌شوند.

سنگ‌های سیاه در دل این قطعه، تجسم چراغِ خاموشِ کسانی است که رفته‌اند و سنگ‌های زرد، چراغِ روشنِ کسانی است که هنوز مانده‌اند.

«وقتی خودم رفتن را تجربه کردم، فهمیدم چیزی که بیشتر از شهر دلتنگش می‌شوم خودِ خانه است؛ آن نقطهٔ امنی که حتی وقتی ترک می‌شود، همراه آدم می‌ماند.»

فرمی که می‌توانست شکسته شود،

خالی بماند،

یا دوباره کنار هم قرار بگیرد.

۰۷یادداشت طراح
اسکچ طراح: آویز، انگشتر و گوشواره با فرم کامل

در تجربهٔ مهاجرت و در میان تمام دلتنگی‌ها، متوجه شدم گم‌شدهٔ اصلی ما شهر نیست، بلکه «خانه» و آن نقطهٔ امن است؛ شبیه به نامهٔ فریدون فرخزاد به خواهرش که از دلتنگی برای خانه و محله‌شان می‌گفت.

وقتی خودم رفتن را تجربه کردم، بازگشت به یک خانهٔ تاریک و خالی، سخت‌ترین مکثِ آن روزها بود. فهمیدم خانه همان پناهگاهی است که حتی در روزهای جنگ و بمباران سال‌های اخیر، آدم‌ها حاضر به ترکش نشدند.

برای تبدیل این حس به فرم، شش‌ضلعی را به‌عنوان نماد معماری خانه انتخاب کردیم، اما آن را دست‌نخورده نگذاشتیم. در طراحی‌ها، فرم‌ها از هم جدا می‌شوند، یا تکه‌ای از آن‌ها خالی رها شده تا حس نیمه‌رهاشدگی و جای خالی آدم‌ها را مجسم کنند.

رنگ‌های سبز، سفید و قرمز مینا هم به‌جای یک نماد مستقیم، ردّی از حافظهٔ بصری این سرزمین‌اند.

۰۸روی بدن

نزدیک، به اندازهٔ واقعی

آویز دور اما نزدیک روی بدن
آویز دور اما نزدیک
گوشوارهٔ نَفَسِ آشنا روی گوش
گوشوارهٔ نَفَسِ آشنا
انگشترهای ریشه در خاک و نَفَسِ آشنا روی دست
انگشترهای ریشه در خاک و نَفَسِ آشنا
آویز نَفَسِ آشنا روی بدن
آویز نَفَسِ آشنا
سکوی سنگی خالی در نور پنجره آویز دور اما نزدیک روی سکوی سنگی

«ماندن و رفتن» دربارهٔ انتخاب یک سمت نیست؛

دربارهٔ چیزی است که از هر دو سمت با خود حمل می‌کنیم.

آویز دور اما نزدیک

آنچه رفت، جایش را در شهر نگه داشته است.

کالکشن بعدیعشق و نفرت
فیلتر

نمایش همه 14 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس جدیدترین

درخواست حضور در رزیدنسی کشش

ارسال درخواست به معنای پذیرش در رزیدنسی نیست. تمام درخواست‌ها بر اساس کیفیت آثار، اصالت نگاه، همخوانی مفهومی و امکان ارائه در فضای کشش بررسی می‌شوند.

  • این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .
  • می‌توانید بیش از یک مورد را انتخاب کنید.
  • همراه با کد کشور، مثال: ‎+98 912 000 0000
  • حداکثر ۱۵۰ کلمه
  • فایل ها را به اینجا بکشید
    انواع فایل های مجاز : jpg, jpeg, png., حداکثر اندازه فایل: 8 MB, حداکثر فایل ها: 5.
      لطفاً ۳ تا ۵ تصویر از آثاری که نمایندهٔ مسیر کاری شما هستند بارگذاری کنید.
    • فایل ها را به اینجا بکشید
      انواع فایل های مجاز : pdf., حداکثر اندازه فایل: 15 MB, حداکثر فایل ها: 1.
        اختیاری، فقط فایل PDF. اگر پورتفولیوی آماده ندارید یا لینک آن را در فیلد «اینستاگرام یا وب‌سایت» گذاشته‌اید، این بخش را خالی بگذارید.
      • حداکثر ۱۰۰ کلمه